واژگان ویژن ۳

۲۱۹ واژه · صفحه ۱ از ۶

  • accidentallyاتفاقیدرس 1
  • additionافزودندرس 1
  • adviceنصیحتدرس 1
  • angryعصبانیدرس 1
  • askedپرسیددرس 1
  • blessingنعمتدرس 1
  • boostsافزایش می‌دهددرس 1
  • bornمتولد شددرس 1
  • calledنامیده شددرس 1
  • calmlyآرامدرس 1
  • careمراقبت کردندرس 1
  • carefulمحتاطدرس 1
  • carsماشین‌هادرس 1
  • childکودکدرس 1
  • choiceانتخابدرس 1
  • collectionمجموعهدرس 1
  • collocationهم‌آییدرس 1
  • commaویرگولدرس 1
  • contrastتضاددرس 1
  • createdساخته شددرس 1
  • cruelبی‌رحمدرس 1
  • dedicatedفداکاردرس 1
  • diaryدفترچه خاطراتدرس 1
  • discoveredکشف شددرس 1
  • distinguishedبرجستهدرس 1
  • donatingاهدا کردندرس 1
  • emotionsاحساساتدرس 1
  • ethicsاخلاقیاتدرس 1
  • feedsغذا دادندرس 1
  • forgiveبخشیدندرس 1
  • foundتأسیس شددرس 1
  • Helpingکمک کردندرس 1
  • heritageمیراثدرس 1
  • homeworkمشقدرس 1
  • huggedدر آغوش گرفتدرس 1
  • improvesبهبود می‌دهددرس 1
  • Kindnessمهربانیدرس 1
  • kissedبوسیددرس 1
  • knownشناخته شدهدرس 1
  • lapداماندرس 1