Too / Enough

دسته‌بندی: صفت و قید

too + adjective | adjective + enough

too به معنی «بیش از حد» (منفی/مشکل‌ساز) قبل از صفت یا قید می‌آید. enough به معنی «به اندازه کافی» و بعد از صفت یا قید می‌آید (اما قبل از اسم می‌آید: enough money).

  • This coffee is too hot to drink. این قهوه برای خوردن خیلی داغ است.
  • She is old enough to drive. او به اندازه کافی بزرگ است که رانندگی کند.

too (بیش از حد)

معمولاً نشان‌دهنده مشکل است، قبل از صفت/قید.

  • The suitcase is too heavy to carry. چمدان برای حمل کردن خیلی سنگین است.
  • He drives too fast. او خیلی سریع رانندگی می‌کند.

enough (به اندازه کافی)

بعد از صفت/قید، قبل از اسم.

  • Is she tall enough to reach the shelf? او به اندازه کافی قدبلند هست که به قفسه برسد؟
  • We don't have enough money for a new car. پول کافی برای ماشین جدید نداریم.

مثال‌های بیشتر

  • The music is loud enough to wake the neighbours. موسیقی آنقدر بلند است که همسایه‌ها را بیدار کند.

نکته: ترتیب مهم است: too + adjective ولی adjective + enough.

یادآوری: too یعنی «بیش از حد»، enough یعنی «به اندازه کافی» (بعد از صفت می‌آید).